منطقه سینمایی

تازه ترین اخبار سینمای ایران و جهان

منطقه سینمایی

تازه ترین اخبار سینمای ایران و جهان

  • ۰
  • ۰

وسواس بلاک باستر و خریدهای شرکتی در دهه گذشته یا بیشتر، بازار توزیع را به طور قابل توجهی کوچک کرده است. در حالی که صحنه فیلم‌های با بودجه متوسط ​​دهه 90 تحت سلطه توزیع‌کنندگانی با هویت‌ها و مشارکت‌های منحصربه‌فرد بود، توزیع مدرن از نظر هنری بسیار کمتر معتبر شده است یا خلاقانه هدایت می‌شود. A24 را وارد کنید، بهترین مرهم برای شکاف رو به رشد بین فیلم‌های سودآور و فیلم‌های خوب. لوح و چشم انتخابی این شرکت برای کارهای منحصر به فرد و مرزی باعث شده تا آنها شهرت درخشانی را در بین دوستداران فیلم در سراسر جهان به ارمغان بیاورند.

در حالی که استودیو عملاً تا اواسط دهه 2010 شروع به تولید فیلم نکرد، یکنواختی انتشار آنها باعث می شود بسیاری از بینندگان به اشتباه تصور کنند که A24 همه فیلم هایی را که آنها توزیع می کنند توسعه و تولید می کند. اگرچه فیلم‌های بسیار بیشتری نسبت به تولید واقعی خود پخش می‌کند، اما قدرت شخصیت آن به این معنی است که همه پروژه‌هایش کاملاً شبیه به یک قطعه هستند. اکنون اساساً یک ژانر برای خودش است، بسیار واضح است که A24 به بیان کدام نوع داستان علاقه دارد. این کتاب‌ها اقتباس‌های کاملی برای افزودن به مجموعه A24 هستند و موضوعات، پیام‌ها و حساسیت‌های مشابهی را به اشتراک می‌گذارند.

10
«نزدیک استخوان» (2021)
نوشته کریستینا هنری
متی و همسرش، ویلیام، در یک کابین خلوت در بالای کوه زندگی می کنند. در زمستان، برف سنگین است و زندگی دشوار است. متی روز خود را با کارهای ضروری برای زندگی آرام آنها پر می کند: تعمیر لباس، جمع آوری هیزم، و حفظ طرف خوب شوهرش. با این حال، وقتی متی یک روباه مثله شده را در جنگل نزدیک خانه آنها پیدا می کند، کنجکاوی او برانگیخته می شود. حیوان له شده شبیه طعمه معمولی یک شکارچی معمولی نیست. متی شروع به فکر می کند که آنها آنقدرها که او فکر می کرد در قله کوه تنها نیستند.

Near the Bone با مضامینی از پارانویا و انزوا یادآور فیلم ترسناک A24 است که در شب می آید. محدوده محدود شخصیت‌ها و تنظیمات محدود کتاب، محیطی تنها و در عین حال سینمایی را فراهم می‌کند که برای اقتباس در صفحه بزرگ مناسب است. خود داستان نیز سرشار از اسرار لایه‌ای است و به تدریج جزئیات تکان‌دهنده‌ای در مورد گذشته متی، ازدواج او با ویلیام و اسرار جنگلی که در آن زندگی می‌کنند را آشکار می‌کند.
9
«پاتریشیا می‌خواهد نوازش کند» (2022)
نوشته سامانتا آلن
برنامه رئالیتی The Catch فصل به فصل زنان تشنه شهرت را با مجردان بی‌حساب جفت می‌کند. با تنگ‌تر شدن بودجه، چهار شرکت کننده برتر در جدیدترین فصل سریال، قسمت‌های پایانی سریال را در جزیره‌ای کوچک و صخره‌ای در شمال غربی اقیانوس آرام فیلم‌برداری خواهند کرد. بقیه شرکت کنندگان شامل یک ملکه زیبایی مسیحی، یک مدل نمایش خودکار، یک وبلاگ نویس مد، و یک یقه سفید حرفه ای هستند. در حالی که گروه برای روزهای طولانی فیلمبرداری، پرسش‌های تهاجمی از سوی تهیه‌کنندگان و قرارهای اجباری با عنوان سریال آماده شده‌اند، اما برای عجیب بودن جزیره یا خطری که ساکنان آن ارائه می‌کنند آماده نیستند.

پاتریشیا می‌خواهد نوازش کند، که از دیدگاه‌های در حال تغییر نوشته شده، وسواس رسانه‌های اجتماعی و تلویزیون واقعیت را با داستان سرایی طنز و پوچ خود به سیخ می‌کشد. مضامین رمان پیرامون روابط و حفظ ظاهر، فیلم خرچنگ یورگوس لانتیموس را تداعی می‌کند، فیلمی که از صدایی خشن و مفاهیم علمی-تخیلی وحشتناک برای رسیدن به قلب وسواس جامعه نسبت به روابط سنتی استفاده می‌کند.
یک کارگر جنسی، خود را به عنوان یک روانشناس قلابی استخدام می کند و با ارائه نخل خوانی به بهایی، قشر آسیب پذیر را شکار می کند. کلاهبرداری کوچک او زمانی گسترش می یابد که او با زنی مشکل دار و ثروتمند به نام سوزان که معتقد است خانه بزرگ ویکتوریایی اش خالی از سکنه شده است، برخورد می کند. با باور سوزان به عنوان یک نشانه آسان و آسیب پذیر، قهرمان داستان کوتاه که نامش فاش نشده به خانه او می رود تا مشاوره روانی ارائه کند. با این حال، پس از ورود و تجربه کردن خانه و ساکنان آن برای خود، ایده یک تسخیر بالقوه کمتر دور از ذهن به نظر می رسد.

نویسنده، گیلیان فلین، سهم خود را از اقتباس‌های فیلم بسیار موفق داشته است و دلیل خوبی هم دارد. Gone Girl و Dark Places هر کدام اقتباس‌های پرهزینه‌ای روی صفحه نمایش دادند (که دومی توسط A24 منتشر شد)، در حالی که Sharp Objects در سریال بی‌نظیر HBO با همین نام زنده شد. علیرغم کوتاه بودن داستان کوتاه فلین به نام The Grownup، بیش از حد کافی فتنه و رمز و راز در کار وجود دارد که بتوان یک اقتباس سینمایی تاریک و بدبینانه با درجه R را پر کرد.

7
"من که هرگز مردانی را نشناختم" (1995)
نوشته ژاکلین هارپمن
یک دختر جوان زندگی خود را به عنوان یکی از 40 زن در اسارت گذرانده است. او که در قفسی زیرزمینی زندگی می‌کند و توسط مردان مسلحی که هرگز صحبت نمی‌کنند محافظت می‌شود، نمی‌داند چرا زندانی شده یا واقعاً کیست. او به عنوان تنها فرزند گروه، تنها کسی است که هیچ خاطره یا شناختی از زندگی خود قبل از قفس یا دنیای بیرون از آن ندارد. یک روز زنگ خطر به صدا در می آید و نگهبانان فرار می کنند. زن ها فرار می کنند، اما دنیا به همان اندازه عقیم و اسرارآمیز است که از آن آمده اند.

تاریک، درون نگر و دیستوپیک، من که هرگز مردان را نشناختم، پرتره ای دردناک از انزوا از دریچه ای علمی-تخیلی است. در چهره، رمان ژاکلین هارپمن شبیه به فیلم هایی مانند اتاق یا مریخ نورد است. با این حال، نقاط طرح به خوبی فرسوده مربوط به اسارت و دیستوپیا در نتیجه نثر و دیدگاه هارپمن کاملاً منحصر به فرد و منحصر به فرد ارائه می شوند.

6
Tender is the Flesh (2017)
نوشته شده توسط آگوستینا بازتریکا
مارکوس در کشتارگاه محلی خود کار می کند. پس از اینکه ویروسی تمام گوشت حیوانات را آلوده کرد، دولت تصمیم گرفت اجازه مصرف مردم را بدهد. مارکوس به اصول کار خود پایبند است: دریافت محصول و پردازش آن مطابق با نیازهای کشتارگاه. با این حال، وقتی به مارکوس یک نمونه زنده با کیفیت بالا داده می شود تا پردازش شود، دیدگاه او نسبت به کارش به چالش کشیده می شود.

نویسنده آگوستینا بازتریکا از نقاط داستانی ترسناک و متضاد به عنوان وسیله ای برای مضامین زن ستیزی و کالایی کردن زندگی و انسانیت استفاده می کند.

تابوی نهایی جامعه به طور مکرر در رسانه ها و سینما مورد بررسی قرار می گیرد. Tender is the Flesh اثر نویسنده آرژانتینی آگوستینا بازتریکا، تابوی آدمخواری را می گیرد و آن را به افراطی ترین نسخه خود می کشاند. در این فرآیند، Bazterrica از نقاط داستانی ترسناک و متضاد به عنوان وسیله ای برای مضامین زن ستیزی و کالایی کردن زندگی و انسانیت استفاده می کند. در حالی که Tender is the Flesh به سختی جذابیت زیادی برای مردم دارد، فرضیه علمی تخیلی با مفهوم بالا و مضامین پر سر و صدا در کاتالوگ A24 که شامل مواردی مانند Ex Machina و Under the Skin است، در خانه قرار دارند.

5
"فهرست مهمان" (2020)
نوشته لوسی فولی
در یک جزیره انحصاری و منزوی در سواحل ایرلند، آماده سازی برای یک عروسی در لیست A در حال انجام است. داماد یک ستاره تلویزیونی خوش تیپ و جذاب است که یک سریال اکتشاف حیات وحش à la Bear Grylls را رهبری می کند. عروس یک ناشر مجله بسیار قوی اما فوق العاده موفق است. میهمانان متشکل از خانواده، دوستان و افراد دیگری که کمتر شناخته شده اند، با قایق به جزیره سفر می کنند و برای آخر هفته اقامت خواهند داشت. اگرچه همه چیز به طور کامل برنامه ریزی شده است، بسیاری از مهمانان با چمدان و اسرار در عروسی شرکت می کنند و قبل از پایان جشن، یک نفر در نهایت مرده می شود.

فهرست مهمان که از مجموعه‌ای چرخشی از شخصیت‌های POV گفته می‌شود، یک فیلم هیجان‌انگیز عالی برای اتاق قفل شده است. راز تاریک نویسنده بریتانیایی، لوسی فولی، محکم، آرام و شگفت‌انگیز، هر وعده‌ای را انجام می‌دهد و هر پایان شل را به شیوه‌ای شگفت‌انگیز و پیچ‌خورده پیوند می‌دهد. رمز و راز و انزوا ترکیبی رایج در کتابخانه A24 است و فیلم‌هایی مانند Bodies، Bodies، Bodies، The Lighthouse و Midsommar همگی با مفاهیم مشابه به روش‌های منحصربه‌فرد اسباب‌بازی هستند. مشترک بودن اسرار اتاق قفل شده در رسانه به این معنی است که مخاطبان برای انتخاب ضعیف هستند و احتمالاً استانداردهای بالاتر از حد متوسط ​​برای آثار این ژانر دارند. وقتی نوبت به تفاسیر مدرن از تروپ می شود، تعداد کمی به فهرست مهمانان نزدیک می شوند.
4
"گیاهخوار" (2007)
نوشته هان کانگ
یئونگ های به طور متوسط، هرچند تنگ، زندگی می کند. علیرغم آسایش او با همسرش، افکار و رویاهای او تحت سلطه افکار مزاحم خشونت و غرغره قرار می گیرند. او در تلاشی برای جدا کردن خود از این مداخله نگران‌کننده، انتخاب می‌کند تا گیاه‌خوار شود، که پیامدهای زیادی برای زندگی او و اطرافیانش دارد. شوهر و خانواده او وسواس زیادی برای پس گرفتن مقدار کمی از کنترلی که او سعی داشت برای خودش بدزدد، می شود.

گیاهخواری در کتاب گیاهخواری که توسط نویسنده برنده جایزه نوبل، هان کانگ، نوشته شده، تبدیل به پایه استقلال، کنترل و اراده آزاد می شود. کاتالوگ A24 مملو از فیلم‌هایی است که مبارزات هویت و قدرت را بررسی می‌کنند، از فیلم با احساس خوشبختی بانوی پرنده گرفته تا فیلم مردانه الکس گارلند که احساس خوبی ندارند. در حالی که The Vegetarian در سال 2009 در یک فیلم سینمایی کره ای اقتباس شد، هنوز چیزهای بیشتری از این کلاسیک پیچیده وجود دارد.

3
«از آخرین باری که صحبت کردیم اوضاع بدتر شده است» (2021)
نوشته اریک لاروکا

وقتی زوئی تبلیغی برای پوست‌کن سیب عتیقه در یک انجمن گفتگوی آنلاین می‌بیند، می‌داند که باید آن کالا را داشته باشد. اوایل دهه 2000 است و اتاق های گفتگو پناهگاهی محبوب برای افراد منزوی و تنها هستند. پوستر آگهی، اگنس، به Zoe پاسخ می‌دهد و این زوج مرتب شروع به چت می‌کنند. دوستی آنها به سرعت به چیزی عاشقانه تر و سپس به چیزی بسیار تاریک تر تبدیل می شود. یک دینامیک غالب/تسلیم کننده ایجاد می شود و این جفت به صورت مارپیچی به سمت جلو و عقب سمی و خطرناک حرکت می کند.

از آخرین باری که صحبت کردیم همه چیز بدتر شده است برای اقتباس سبک «زندگی صفحه نمایش» مناسب است. ژانر طاقچه با تنظیم کامل در صفحه نمایش رایانه تعریف می شود. از نمونه های قابل توجه این ژانر می توان به فیلم های Searching و Unfriended اشاره کرد. این رمان از اریک لاروکا مانند فیلم های این ژانر کاملاً از طریق ایمیل و مکاتبات اتاق گفتگو بین تنها دو شخصیت کتاب روایت می شود. از زمانی که ما آخرین صحبت کردیم همه چیز بدتر شده است بحث برانگیز، عجیب و عمیقا ناراحت کننده است، و تصویر تاریک کتاب از رابطه سمی لزبین باعث می شود که Love Lies Bleeding شبیه یک افسانه باشد.
2
"سرباز" (2014)
نوشته شده توسط نیک کاتر
وقت آن است که استاد پیشاهنگ تیم ریگز، سربازان پیشاهنگی خود را در سفر کمپینگ سالانه خود به جزیره کوچکی در سواحل کانادا ببرد. این سفر فرصتی برای پسران شهر کوچک است تا مهارت های خود را بیازمایند و دانش خود را در زمینه صنایع دستی در طبیعت گسترش دهند. با این حال، امسال، پیشاهنگ و نیروهایش در این جزیره کوچک تنها نیستند. یک غریبه ژولیده از طریق یک قایق کوچک به جزیره می رسد و به گروه نزدیک می شود. تیم که مطمئن نیست چه کاری باید انجام دهد، به مردی که بسیار بسیار بیمار است کمک می کند.

The Troop از Nick Cutter مرزی غیر قابل انطباق است. مملو از غم و اندوه تغییر دهنده زندگی و وحشت های روانشناختی نفرت انگیز، هر اقتباسی سینمایی از این اثر قطعاً باید برای اکران آن ضربه هایی را وارد کند، به خصوص با توجه به اینکه قهرمانان رمان همه کودکان هستند. اگرچه یک اقتباس داستانی باید بخش‌های بزرگی از رمان را در کف اتاق برش ضرب المثل باقی بگذارد، اما داستان هنوز به لحاظ موضوعی تصویری غنی از درماندگی جوانی و پویایی دقیق گروهی پسران نوجوان مشکل‌دار است.

1
"رمز" (1991)
نوشته شده توسط Kathe Koja
نیکلاس شاعر شکست خورده و کارمند ویدئوفروشی، اتفاق زیادی در زندگی خود نمی گذراند و ناکوتا، دوست دیرینه اش، که او نیز نسبت به او احساسات دارد، توجه چندانی به او نمی کند. همه اینها زمانی تغییر می کند که نیکلاس یک حفره سیاه در انباری ساختمان آپارتمانش پیدا می کند. ناکوتا که با سوراخ و امکانات آن وسواس دارد، هر روز به آپارتمان نیکلاس می آید. او از همراهی او لذت می برد، اما نمی تواند با تاریکی کنجکاوی او ارتباط برقرار کند، زیرا او را تماشا می کند که موش ها و بازرسی ها را در سوراخ قرار می دهد تا ببیند چه اتفاقی می افتد. به تدریج، نیکلاس شروع به احساس ارتباط با سوراخ می کند و شروع به تسلط بر افکار او می کند.

خشن، کثیف و وجودی، The Cipher همانقدر ناخوشایند است که تکان دهنده است. نثر خاطره انگیز و غیر متعارف، صحنه و داستانی را ارائه می دهد که سرد، شرورانه و منحصر به فرد است. تصویر کاته کوجا از انزوا با خنجر زدن به دنیای هنر و کاوش در ماهیت معاملاتی روابط همراه است. در حالی که تعداد کمی از فیلم‌ها یا رمان‌ها به مقایسه با The Cipher نزدیک می‌شوند، عناصر ماورایی و تنهایی عمیق رمان برای دوستداران فیلم‌هایی مانند فانوس دریایی آشنا هستند. با شخصیت‌های بسیار کم و یک دستگاه طرح مفهومی بالا، The Cipher می‌تواند به عنوان یک درام علمی تخیلی تاریک و تنها درباره وسواس عمل کند.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

با پخش سریال علمی تخیلی اصلی AppleTV+ Silo Season 2 در 15 نوامبر 2024، همه نگاه ها به سرنوشت مرموز جولیت نیکولز (ربکا فرگوسن) معطوف شد. هنگامی که فصل 1 بینندگان را به یک صخره آویزان کرد، امیدهای لحظه ای ژولیت با این درک خردکننده که چندین سیلو در زیر چندین دهانه سیاره ای ساخته شده اند، بر باد رفت، به این معنی که بازماندگان انسان بیشتری در زیر زمین نگهداری می شوند.

اگرچه سیلو ضربات داستانی را از سه گانه رمان هیو هوی اقتباس می کند، بیماری عجیبی به نام سندرم به طور خاص برای اقتباس تلویزیونی ایجاد شده است. برای آماده کردن طرفداران برای بقیه فصل 2 و نحوه پیوند این بیماری با رویدادهای داستانی، فقط کافی است منشا بیولوژیکی سندرم، تأثیر دراماتیک و نحوه اطلاع رسانی این بیماری مرموز وقایع فصل 2 را بررسی کنیم.
"Silo" درباره چیست؟
سیلو که توسط گراهام یوست برای اپل تی‌وی ساخته شد، یک مجموعه تلویزیونی علمی-تخیلی دیستوپیایی است که در آینده به دنبال یک رویداد فاجعه‌بار که اکثر جمعیت زمین را نابود کرد، روایت می‌شود. داستان بر اساس سه گانه رمان سیلو اثر هیو هوی، 10000 انسان بازمانده را دنبال می کند که در زیر زمین رانده می شوند، جایی که آنها در پناهگاه های زیرزمینی عظیم (سیلوها) زندگی می کنند که 144 سطح عمق دارند.

قهرمان داستان، ژولیت نیکولز (فرگوسن)، یک مهندس ژنراتور برق است که در سطح پایین سیلو، جایی که وخیم‌ترین و سرکوب‌شده‌ترین افراد در آن زندگی می‌کنند، زندگی می‌کند. با زندگی ثروتمندتر در سطوح بالاتر، ژولیت توسط مارتا واکر (هاریت والتر)، یک شخصیت والدین با سابقه طولانی کار بر روی ژنراتورهای برق سیلو، کمک و مشاوره می شود.

دیگر شخصیت‌های کلیدی در برنامه تلویزیونی تحسین‌شده علمی تخیلی عبارتند از: کلانتر هلستون بکر (دیوید اویلوو) و همسر متخصص فناوری اطلاعات او، آلیسون (راشیدا جونز)، رئیس فناوری اطلاعات آلیسون، برنارد هالند (تیم رابینز)، نگهبان امنیتی رابرت سیمز (معمول)، تحلیلگر داده لوکاس کایل (آوی نش)، قاچاقچی تعمیر و نگهداری، پاتریک کندی (ریک) گومز) و معاون تازه منصوب شده پل بیلینگز (Chinaza Uche). پل بیلینگز همراه با شخصیت فرعی چارلز مارتین (اندرو پی استفن)، با سندرم در فصل 1 سیلو قرارداد می بندد.

سندرم در سیلو چیست؟
اگرچه سیلو بر اساس رمان های علمی تخیلی هیو هاوی، پشم، شیفت و گرد و غبار ساخته شده است، اما بیماری مرموز به نام سندرم به طور خاص برای سریال تلویزیونی ساخته شده است. بنابراین، علاقه مندان به کتاب هایی که برای تماشای برنامه تلویزیونی تنظیم می شوند ممکن است گیج شوند. اولین بار در فصل 1، قسمت 3، "ماشین ها" ذکر شد، سندرم یک بیماری مرموز است که توسط ساکنان بخش مکانیکی سیلو 18 به آن مبتلا شده است.

به دنبال اشارات کلامی در قسمت 3، سندرم برای اولین بار در فصل 1، اپیزود 5، "پسر سرایدار" دیده می شود. در حین انجام آزمایشات در سطح 62 پس از مرگ کلانتر سام مارنز (ویل پاتون)، مهندس سطح پایین چارلز مارتین پس از قرار گرفتن در معرض سندرم بیمار شد. هنگامی که جولیت متوجه شد که رفتار نامنظم مارتین ناشی از سندروم است، دخالت او در قتل مارنز را رد کرد.
این سندروم بعداً به پل بیلینگز، کارمند سابق دادگستری و معاون جدید کلانتر سرایت می‌کند که علائم لرزشی او شخصیت‌های اصلی را تهدید می‌کند، اما همچنین به بازماندگان کمک می‌کند بفهمند این بیماری چیست، از کجا آمده است و چگونه می‌توان از آن پیشگیری کرد. با توجه به پایان دراماتیک cliffhanger در فصل 1، به راحتی می توان فهمید که The Syndrome چگونه رویدادهای فصل 2 را تنظیم می کند، حتی بدون اینکه بخشی از رمان ها باشد.

How The Syndrome Season 2 «Silo» را تنظیم می کند
هنگامی که سندرم در سیلو 18 کشف شد، تلاش هایی برای هشدار دادن به بازماندگان در مورد چگونگی جلوگیری از این بیماری انجام می شود. پوسترهای بزرگی بر روی دیوارهای سیلو آویزان شده است که دستورالعمل های خاصی را در مورد سندرم، علائم آن، و در صورت ابتلا به این بیماری باید انجام داد. روی پوستر نوشته شده است، سندرم: آیا علائم را می شناسید؟

1) انقباضات غیر ارادی اولین علامت است که به سرعت منجر به 2) لرزش اندام ها، 3) جرقه های درد و اسپاسم عضلانی بعدی است. 4) تعادل و حرکت به شدت مختل شده است. 5) اگر عفونت درمان نشده به مغز حمله کند و در نتیجه عملکرد شناختی کاهش یابد و در نهایت، 6) کل سیستم عصبی خاموش شود.

برای کسانی که آلوده هستند یا فکر می کنند ممکن است مشاوره و درمان در هر سطح پزشکی رایگان است. شما باید علائم خود را در آنجا گزارش دهید تا درمان لازم را دریافت کنید.

نترس صادق باش کمک وجود دارد.

زندگی پاک تضمین واقعی است

جدا از دانستن اینکه سندرم باعث لرزش ناتوان کننده می شود، مهم ترین نکته این است که چگونه افرادی که به آن مبتلا شده اند اکنون به کمک پزشکی رایگان می رسند. در جمعیت تقسیم شده اقتصادی سیلو، تقریباً هیچ چیز رایگان نیست و فقط کسانی که از قدرت، امتیاز و نفوذ در سطوح بالاتر برخوردارند، از مزایای رایگان بهره مند می شوند.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

1/10 هریتیک روشن طبق گزارشات، به عنوان یک بازیگر کودک در اولین فیلم خود Aasha 100 روپیه به دست آورد. این بازیگر برای خرید یک ماشین اسباب بازی برای خودش پول خرج کرد.

2/10 دیپیکا پادوکن از اولین ماموریت مدلینگ خود 2000 روپیه دریافت کرد. او یکی از پردرآمدترین بازیگران زن بالیوود است.

10/3 شاهرخ خان برای اولین کار خود به عنوان شرکت کننده 50 روپیه دریافت کرد. فوق ستاره بالیوود از این پول برای سوار شدن به قطار به آگرا و بازدید از تاج محل استفاده کرد.

4/10 آلیا بهات طبق گزارشات، 15000 روپیه برای بازی در نقش یک بازیگر کودک در فیلم سنقرش در سال 1999 به دست آورد.

5/10 آکشی کومار طبق گزارش ها به عنوان پیشخدمت و آشپز در بانکوک کار می کرد. اولین حقوق او 1500 روپیه در ماه بود. آکشی یکی از پردرآمدترین ستاره های بالیوود است.

6/10 پریانکا چوپرا برای اولین کار مدلینگ خود 5000 روپیه دریافت کرد و همان را به مادرش داد.

7/10 آمیتاب باچان به عنوان مدیر اجرایی در یک شرکت حمل و نقل در کلکته شروع به کار کرد و ماهیانه 500 روپیه درآمد داشت.

8/10 دیپیکا پادوکن از اولین ماموریت مدلینگ خود 2000 روپیه دریافت کرد. او یکی از پردرآمدترین بازیگران زن بالیوود است.

10/9 جان آبراهام از اولین شغل خود 11800 روپیه درآمد داشت و همان مبلغ را در بانکش واریز کرد.

10/10 عمران هاشمی بازیگری را از کودکی شروع کرد و از اولین تبلیغ خود 2500 روپیه به دست آورد.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

چه بخواهیم چه نخواهیم، ​​اد جین قاتلی بود که کتابی را در مورد به تصویر کشیدن هالیوود از قاتل سریالی مدرن آمریکایی در فیلم های ترسناک نوشت. جین تنها به دو قتل اعتراف کرد، اما رابطه‌اش با مادرش و سوء استفاده‌های بعدی‌اش بود که شهرت زیادی به‌دست آورد که الهام‌بخش یک سلسله طولانی از فیلم‌های ترسناک است. اینها شامل فیلم‌های نسلی مانند سکوت بره‌ها می‌شود که رفتار خیاط پوست قاتل سادیست را به جزئیات خونین نشان می‌دهد، اما تأثیر او بر هالیوود به آلفرد هیچکاک می‌رسد.

در حالی که ممکن است قتل‌های Gein در مقایسه با قاتلان پرکارتر الهام‌بخش فیلم مانند جفری دامر کم به نظر برسد، اما این شیوه‌ای بود که گین گوشت انسان را به غنائم تبدیل کرد که توجه یک ملت و فیلمسازان آن را به خود جلب کرد. جین همچنین به دلیل جنون محکوم شده خود توانست از مجازات اعدام بگریزد و موضوعی را ایجاد کرد که الهام بخش شخصیت هایی مانند هانیبال لکتر بود، شخصیت هایی مانند هانیبال لکتر که در طول حبس خود به همان اندازه بدنام بودند که در زمان قتل هایشان.

بهره‌برداری‌های قصابی اد گین از فیلم‌سازان ترسناک الهام گرفته است
یکی دیگر از مولفه های اصلی محبوبیت گین نزد فیلمسازان، رابطه او با مادرش بود. آگوستا جین با خشم عهد عتیق بر پسرانش مسلط بود، به ویژه اگر آنها گناه اصلی او را در صحبت کردن با زنان زیر پا بگذارند. در ذهن آگوستا، زنان همگی فحشا و ابزار شیطان بودند، و او نفرت از زنان را القا کرد، به ویژه در پسر کوچکترش اد، که کاملاً شیفته این مادرسالار بدنام شده بود. اد جین یک برادر بزرگتر به نام هنری داشت که پس از اینکه پدرشان دچار حمله قلبی شد و در سال 1940 از دنیا رفت، مادرش را مورد آزار قرار داد.

هنری رابطه‌ای خارج از خانواده‌شان داشت و متوجه شد که برادران چگونه توسط انجیل روزانه مادرشان شستشوی مغزی داده‌اند. اد جین بیش از حد به مادرشان وفادار بود که تحت تأثیر قرار نگرفت، و بسیاری از مأموران مجری قانون متقاعد شده‌اند که جین مسئول مرگ مرموز برادرش بوده است، اگرچه هرگز ثابت نشد. در سال 1945، مادر اد نیز به دلیل عوارض سکته مغزی فوت کرد. او تنها دوست خود را از دست داده بود و رابطه پیچیده و به ظاهر ادیپی آنها شروع به ایجاد پیامدهایی بر روان گین کرد.
چرا نفوذ Gein بسیار متعالی بود؟
در حالی که تأثیر اد جین بر روانی آلفرد هیچکاک کمی بیش از حد بود، رابرت بلوخ، که کتابی را نوشت که فیلم هیچکاک بر اساس آن ساخته شده بود، در نزدیکی اد گین زندگی می کرد و روابط پیچیده مادرانه گین را در نوشتن شخصیت نورمن بیتس گنجانده بود. با این حال، این خیلی قبل از دستگیری Gein بود که انگیزه های قاتل را برای نسل آینده فیلمسازان آشکار کرد. هیچکاک در نسخه سینمایی نیز بر مشکلات مادرانه شخصیت با «مادر» بیتس تأکید کرد. جین، که تنها در 40 مایلی بلوخ زندگی می‌کرد، و قهرمان داستان، نورمن بیتس، قاتل‌های انفرادی در مکان‌های روستایی دور افتاده بودند. اما جزئیات جمع آوری استخوان از تاریخ Gein، که Psycho نمی توانست در دهه 60 جرات لمس آنها را داشته باشد، در دهه 70 به فیلمنامه جدیدی راه یافت. آن کشتار با اره برقی تگزاس بود.
نام مستعار اد جین، قصاب پلینفیلد، از تمایل او به نبش قبر اجساد و پوشاندن آن اجساد به گونه ای است که یک تاکسیدرمیست برای طعمه ها لباس می پوشاند. قبل از اینکه گین به قتل دو زن اعتراف کند، میخانه دار مری هوگان در سال 1954 و صاحب فروشگاه سخت افزار برنیس وردن در سال 1957، سرگرمی های وحشتناکی داشت. علاوه بر این، اجساد در حال تجزیه این دو زن که بعداً در انبار گین پنهان شده بود، مواردی از پوست انسان، از جمله صندلی‌های چرمی، یک کرست ساخته شده از نیم تنه یک زن، و کمربندهای ساخته شده از نوک سینه‌های انسان، یافت شد. اکثر این اقلام با هتک حرمت قبرها ساخته شده اند، برخی دیگر از برداشت گین از دو قربانی شناخته شده خود، اگرچه گمانه زنی هایی وجود دارد که گین تعداد بیشتری را کشته است.

رمان‌ها و فیلم‌نامه‌های اقتباسی الهام‌گرفته از روان‌شناسی Gein
سکوت بره ها اولین فیلمی بود که به عمق جزئیات این فتیشیسم گوشتی پرداخت، زمانی که جیم گامب، با نام مستعار بوفالو بیل (تد لوین)، قربانیان خود را می رباید تا کت و شلواری با اندازه طبیعی بسازد. توماس هریس که رمان‌های اژدهای سرخ و سکوت بره‌ها را نوشت، درباره اد جین و دیگر قاتلان تحقیق کرد تا انگیزه‌های آن‌ها را بررسی کند و تمایل بوفالو بیل برای تغییر جنسیت را جایگزین دلبستگی مادرانه جین کرد.

در حالی که Psycho و Silence of the Lambs به طور گسترده بر جنبه‌های روان‌شناختی قاتلانی مانند Gein تمرکز می‌کردند، قتل عام اره برقی تگزاس اثر توب هوپر واقعیت‌های وحشتناک درونی رویکرد پیچ‌خورده Gein به صنایع دستی را استخراج کرد. مانند ماسک وحشتناکی که از صورت انسان در انبار گین پیدا شد، چهره چرمی در تگزاس اره برقی به سطح دیگری رسید. در حالی که Leatherface بیشتر یک شکارچی/قاتل دیوانه بود تا Gein، محتویات وحشتناک خانه او از یافته های وحشتناک انبار الگوبرداری شده بود، که Gein به نوعی آن را از خانواده خود پنهان کرده بود. هوپر با ساختن مجموعه‌ای از این دست، جمله «همه شرط‌بندی‌ها غیرفعال است» را برای مخاطبانش بیان کرد و این دستگاه در سینمای وحشت کپی شد.

در حالی که بهره‌برداری‌های Gein هرگز به تعداد کشته‌های تیراندازی‌های جمعی مدرن در آمریکا افزایش پیدا نکرد، قاتل مانند تعداد کمی از قاتل‌ها، خود را در آگاهی آمریکایی قرار داد. این تقریباً به طور کامل مرهون سه فیلم است، که مسلماً سه فیلم ترسناک تأثیرگذار هستند که تاکنون ساخته شده است (اگر بخواهیم سکوت را در ژانر به جای یک فیلم هیجانی وارد کنیم). میل یک مرد به کشتن، پردازش و ساخت بقایای انسانی چنان تأثیری بر کارگردانان نسلی ایجاد کرد که بر فیلم‌های ترسناک چهار دهه تأثیر گذاشتند. The Silence of the Lambs در Prime Video در حال پخش است. کشتار با اره برقی تگزاس در Tubi پخش می شود. Psycho در نتفلیکس در حال پخش است.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

برای بسیاری، ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت فصل 2 یک گام بزرگ نسبت به فصل اول کندتر و کم‌تر اکشن بود. نتایج نیز ملموس بوده است، زیرا این مجموعه همچنان به شکستن رکوردهای استریم آمازون ادامه می دهد. اگرچه فصل سوم The Rings of Power هنوز به طور رسمی چراغ سبز نشده است، اما آینده این سریال به طور رسمی توسط استودیو آمازون مورد توجه قرار گرفته است.

جنیفر سالک، رئیس استودیو ام جی ام آمازون، با Variety درباره همه چیزهای Prime Video صحبت کرد و فاش کرد که حلقه های قدرت هنوز در این پلتفرم چقدر خوب عمل می کند. احتمالاً افراد متنفر باید این یکی را کنار بگذارند، زیرا به نظر می رسد حلقه های قدرت بیش از 150 میلیون بیننده دارد. بدیهی است که باور کردن این موضوع سخت است که یک رئیس آمازون در مورد ملکی که بیش از 1 میلیارد دلار برای خرید و تولید آن پرداخت کرده است، غیر از این صحبت کند، اما نتایج به نظر می رسد همه چیز واقعی باشد. سالکه توضیح داد:

و اگر به مسیر بلندمدت نگاه کنید، که این نگاه این شرکت به یک دارایی است، این یک سرمایه گذاری بلندمدت در آن امتیاز است. (...) بیش از 150 میلیون بیننده نمایش را تماشا می کنند و با آن درگیر هستند. بنابراین، من واقعا احساس خوبی دارم. من فکر می کنم همه ما این کار را انجام می دهیم.

همانطور که قبلاً گزارش شده بود، فصل سوم The Rings of Power در حال ساخت است، اما هنوز به طور رسمی چراغ سبز نشده است. با این حال، به نظر می رسد اعلام تمدید اجتناب ناپذیر است. زمانی که سریال برای اولین بار اعلام شد، آن را به عنوان یک ماجرای پنج فصل تبلیغ می کردند، و سالک اکنون به این موضوع می پردازد که آیا تعهد 50 قسمتی هنوز پابرجاست. خوشبختانه، او روشن می کند که حلقه های قدرت اینجاست و شما می توانید از همه (از جمله کسانی که آن را دوست ندارند) برای تماشای این سریال به صورت هفتگی تشکر کنید.

"من اینطور فکر نمی کنم. (این) تعهد هرگز چیزی نیست که کاری را که ما انجام می دهیم هدایت می کند. تا زمانی که ببینیم مشتریان جهانی آن را دوست دارند و تماشا می کنند تا جایی که - این یک کسب و کار باشد، به ساخت این نمایش ادامه خواهیم داد. بدیهی است که ما نیاز به حضور تعداد زیادی از مردم داریم. و تعداد زیادی از مردم وجود دارند، بنابراین هیچ بحثی در مورد ادامه یا عدم ادامه نمایش وجود ندارد."

آینده حلقه‌های قدرت چه خواهد داشت
آینده The Rings of Power از همان ابتدای پخش استریم نمایش متصور بود. این سریال در دوران دوم اتفاق می‌افتد، زمانی در قانون عظیم تالکین ارباب حلقه‌ها که همچنان گل آلود و در عین حال برای تاریخ سرزمین میانه حیاتی است. همانطور که قسمت پایانی فصل 2 منتشر شد، حلقه های قدرت در نهایت به نبرد نهایی می رسد تا عصر جدیدی را آغاز کند. پیش‌بینی می‌شود که فصل پنجم (اگر ساخته شود) جنگ آخرین اتحاد را پوشش دهد، پایان حماسی عصر دوم که در آن سائورون با اولین شکست بزرگ خود روبرو می‌شود.
از زمانی که آمازون متعهد به تولید 50 قسمت شد، پاتریک مک کی و جی دی پین، مجریان سریال Rings of Power چشم انداز روشنی داشتند. از افشای غریبه در نقش گندالف گرفته تا کنایه زدن به مرگ نهایی سائورون، این نمایش چه بخواهیم چه نخواهیم در حال پر کردن جای خالی آثار تالکین است. Rings of Power فصل 3 تنها عمیق‌تر به کانن می‌پردازد، و این کار را با ارائه تجربه‌ای به طرفداران ارباب حلقه‌ها انجام می‌دهد که فیلم‌ها قادر به ارائه آن نبودند.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

فیلم موردانتظار جونیور NTR، جانوی کاپور و سیف علی خان دوارا قسمت اول با واکنش متفاوت تماشاگران مواجه شد. با این حال، این فیلم توانسته است از مرز 300 کرور در باکس آفیس در سراسر جهان عبور کند. با وجود این، مجموعه هفته اول فیلم بمب گذاری در مقابل بااهوبالی، RRR، Animal و خیابان 2 را نشان می دهد.

به گزارش ساکنیلک، فیلم Jr NTR، سیف علی خان و جانوی کاپور 82.5 کرور در باکس آفیس داخلی و 142 کرور در سراسر جهان به دست آورد. با این حال، پس از آن، سرعت فیلم در گیشه کاهش یافت. این فیلم در روز هفتم 7.25 کرور در باکس آفیس جمع آوری کرد که مجموع فروش داخلی خود را به 215 کرور رساند.

با این حال، فیلم هنوز در هفته اول پرفروش‌ترین فیلم‌هایی مانند Baahubali 2 که 539 کرور روپیه جمع‌آوری کرد، Animal با 337 کرور، RRR با 559 کرور و خیابان 2 که 291 کرور جمع‌آوری کرد، عقب مانده است. این فیلم به وضوح تحت تأثیر واکنش های متفاوت قرار گرفته است و ممکن است نتواند این فیلم های پرفروش را در گیشه شکست دهد.
به نویسندگی و کارگردانی کوراتالا سیوا و تهیه کنندگی مشترک Yuvasudha Arts و N. T. R. Arts. در این فیلم N. T. Rama Rao Jr در نقش های دوگانه، در کنار سیف علی خان، جانهوی کاپور، شروتی ماراته (در اولین فیلم تلوگوی آنها)، پراکاش راج، سریکانث، شاین تام چاکو، ناراین، کالایاراسان و مورالی شارما بازی می کنند. این فیلم اولین حضور جانوی و سیف در تلوگو و بازگشت Jr NTR پس از RRR است.

NTR با توضیح معنای پشت عنوان فیلم، می‌گوید: «در فرهنگ هند جنوبی ما، رویاهای کولا (خدایان محلی) زیادی داریم. در تلوگو، این خدایان را دِوارا می نامند، در حالی که الهه ها را دِواتا می نامند. جونیور NTR در مورد این فیلم گفت: "این احتمالاً جاه طلبانه ترین فیلمی است که تا به حال در آن نقش داشته ام. این فیلم در VFX بسیار بالا است که کلاً یک هنر متفاوت است و راجامولی بر آن تسلط دارد. او می داند که چه زمانی ، کجا، چرا و چگونه از آن استفاده کنیم، بنابراین این فنجان چای برای همه نیست.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

با توجه به اینکه این فیلم به دنبال بازگرداندن فرنچایز نمادین با یک مسیر جدید است، Jurassic World Rebirth به‌روزرسانی دلگرم‌کننده‌ای را از فرانک مارشال، تهیه‌کننده فرنچایز دریافت کرده است. فیلم آینده پنج سال پس از وقایع Dominion آغاز می شود و دایناسورها را می بیند که پس از ناتوانی در سازگاری با آب و هوای سیاره، مجبورند در محیط های استوایی منزوی زندگی کنند، در حالی که تمرکز تیمی از مزدوران و دانشمندان برای به دست آوردن مواد ژنتیکی برای ساختن زندگی است. -داروی نجات دهنده برای انسان اسکارلت جوهانسون در کنار جاناتان بیلی، روپرت فرند، ماهرشالا علی، اد اسکرین و مانوئل گارسیا رولوف، بازیگران فیلم تولد دوباره جهان ژوراسیک را رهبری می‌کند.

درست بیش از سه ماه پس از اینکه مشخص شد فیلمبرداری دنباله آن آغاز شده است، مارشال در توییتر خود تأیید کرد که فیلم Jurassic World Rebirth رسما به پایان رسیده است. تهیه‌کننده این اعلامیه را با تصویری از کلاهی که «دنیای ژوراسیک» را با فونت جدید و منحصربه‌فرد به نمایش می‌گذارد، همراه کرد، و شرح آن نیز زنجیره‌ی مارگاریتاویل جیمی بافت را نشان می‌دهد، که ظاهراً بازگشت جزئیات از سه‌گانه‌ی دنباله‌دار را آزار می‌دهد.
معنای پست مارشال برای تولد دوباره جهان ژوراسیک چیست؟
فراتر از تایید پایان یافتن فیلمبرداری برای قسمت بعدی، برچسب زدن مارگاریتاویل توسط مارشال در پست تولد دوباره جهان ژوراسیک ممکن است در مورد اینکه چگونه فیلم جدید فاصله را با قسمت های قبلی خود پر می کند، نگران کننده باشد. اگرچه در حال حاضر جزء اصلی یونیورسال سیتی واک در هالیوود و اورلاندو بوده است، اما رستوران های زنجیره ای بافت قبلاً در سال 2015 در دنیای ژوراسیک به عنوان یک رستوران در منطقه سیتی واک مانند پارک ظاهر شد. این خواننده نمادین راک استوایی حتی در دنباله‌ی قدیمی فیلم کوتاهی ساخته است و در حالی که دایناسورها رها می‌شوند، با دو مارگاریتا بلند می‌شوند و می‌دوند.
احتمال دیگری که مارشال در پست خود مارگاریتاویل را تگ می کند این است که داستان یک بار دیگر در Isla Nublar اتفاق می افتد، جایی که پارک های ژوراسیک اولیه و پارک های جهانی راه اندازی شده بودند، و رستوران بافت قبل از اینکه دایناسورها دوباره از بین بروند، فعالیت می کرد. اولین شرح داستان فیلم Jurassic World Rebirth نشان می‌دهد که بازیگران شخصیت‌های آن «در جزیره‌ای گرفتار می‌شوند که در آن با کشف شوم و تکان‌دهنده‌ای روبرو می‌شوند که برای دهه‌ها از جهان پنهان بوده است». اگرچه جزایر دیگری در دنیای مجموعه پارک ژوراسیک وجود دارند، اما وضعیت نوبلار پس از فوران آتشفشان پادشاهی سقوط کرده نامشخص باقی ماند و خواستار بازگشت شد.

برداشت ما از پست مارشال
در حالی که برچسب Margaritaville مارشال ممکن است به سادگی اشاره‌ای بی‌پروا به فیلم‌های قبلی دنیای ژوراسیک باشد، فکر می‌کنم اگر Rebirth این فرنچایز را به Isla Sorna بازگرداند که به عنوان "سایت B" در مجموعه پارک ژوراسیک نیز شناخته می‌شود، جالب‌تر خواهد بود. هم در دنیای گمشده و هم در پارک ژوراسیک III، این جزیره خطرناک‌تر از این دو در نظر گرفته می‌شد، زیرا InGen آزمایش‌های شدیدتری انجام داد و دایناسورها پس از طوفانی که شرکت را مجبور به ترک کلیت تاسیسات و جزیره کرد، رها شدند.
با نگاهی به جدول زمانی کلی پارک ژوراسیک، به نظر می رسد که تولد دوباره جهان ژوراسیک قرار است حدود 12 سال پس از Dominion اتفاق بیفتد، که کاملاً با توصیف "دهه ها" خلاصه داستان مطابقت ندارد، اگرچه غیبت سورنا از زمان پارک ژوراسیک III در سال 2001 قطعا خواهد شد. و اگرچه ممکن است برای Parrotheads ناامیدکننده باشد که شاهد بازگشت رستوران آشنا نباشیم، به ویژه پس از درگذشت بافت در اواخر سال 2023، دور شدن از Isla Nublar می تواند احساس تازگی را در این فرنچایز حفظ کند.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

درست زمانی که می‌خواهید از داستان‌هایی دست بکشید که بی‌وقفه همان ویژگی‌های دارای علامت تجاری را دوباره بسته‌بندی می‌کنند، فیلمی مانند «ترانسفورمرز وان» جاش کولی می‌آید. همانطور که عنوان کاملاً مطمئن آن نشان می دهد، خود را به گونه ای نشان می دهد که گویی هیچ کس تا به حال فیلمی از Transformers ساخته نشده است. این بسیار جدی است و نت هایی از طراوت و معصومیت را به پیش درآمدی می آورد که با تمام حقوق، نباید چنین چیزی را می داشت.

کولی در «داستان اسباب‌بازی 4» موفق شد چیزهای جدیدی برای گفتن درباره شخصیت‌های فرنچایز بسیار آشنا پیدا کند. او همین کار را در اینجا انجام می‌دهد و یک پس‌زمینه مفصل برای شخصیت‌هایی طراحی می‌کند که علیرغم جذابیت قابل‌توجهشان، هرگز به خاطر حس غنی از تاریخ و عمق روانشناختی شناخته نشده‌اند. تصور یک جهان جایگزین که در آن هیچ کس چیزی در مورد این شخصیت ها نمی داند، جالب است، چه رسد به اینکه در نهایت یک جنگ کهکشانی بین Decepticons و Autobots رخ دهد. به این ترتیب، مردم می‌توانستند شوکه شوند و ببینند که شخصیت‌های اصلی تبدیل به ربات‌هایی می‌شوند که در طول یک جنگ داخلی در میدان نبرد روبروی یکدیگر قرار می‌گیرند. این اثر احتمالاً شبیه تماشای پیش درآمدهای «جنگ ستارگان» خواهد بود، بدون اینکه بدانیم بهترین جوانه های اوبی وان کنوبی و آناکین اسکای واکر در طرف مقابل The Force قرار می گیرند.

البته، شخصیت هایی که در اینجا به آنها اشاره می شود Optimus Prime و Megatron هستند. آنها به عنوان دو فرد تنها به نام های Orion Pax (با صدای کریس همسورث) و D-16 (با صدای برایان تایری هنری) معرفی می شوند. Orion Pax و D-16 به عنوان معدنچی در Cybertron کار می کنند، سیاره ای از ربات های هوشمند که به دو طبقه اجتماعی تقسیم می شوند: آنهایی که دارای دندانه های تبدیل (یا t-cogs) هستند و آنهایی که بدون چرخ دنده هستند. آنهایی که بدون آن‌ها اساسا برده‌هایی هستند که Energon را استخراج می‌کنند، سوخت/غذایی که ربات‌ها را حفظ می‌کند. تمام این استخراج‌ها به دلیل از دست دادن ماتریس افسانه‌ای رهبری است. Orion Pax متقاعد می شود که اگر او و دوستش D-16 بتوانند آن را بازیابی کنند، نه تنها نیاز به کار برده را از بین می برد، بلکه به طبقه زیرین ستمدیده اجازه می دهد تا قیام کند و به چیزی غیر از شهروندان درجه دوم تبدیل شود.

چه لعنتی؟ از خواننده می پرسد. آیا جاش کولی ترانسفورمرز را در یک تمثال خم کرده است که بین فیلم شورش بردگان و استعاره ای از کار در مقابل مدیریت است؟ در واقع، بله. البته، نمی‌توانید با چنین داستانی زیاده روی کنید، بدون اینکه خشم شرکت بزرگی که صورت‌حساب‌ها را پرداخت می‌کند (در این مورد، پارامونت، که تا لحظه نگارش این مقاله، در مسیر تبدیل شدن به یک شرکت تابعه کاملاً تحت مالکیت قرار دارد، زیاده‌روی کنید. از غول فناوری دیوید الیسون Skydance Media). و در نهایت نشانه‌ای از فتیشیسم سلطنتی درآمیخته می‌شود، تنها به این دلیل که پسران به جای نوشتن قانون اساسی و تشکیل مجلس، به دنبال یک اثر اسطوره‌ای هستند که ابرقدرت‌ها را اعطا کند. نه اینکه کسی به فیلمی با آن طرح علاقه داشته باشد - طرفداران ترانسفورمرز چندین دهه در داستانی با طعم اسطوره ای "یافتن مصنوعات و در آغوش گرفتن سرنوشت کیهانی خود" غوطه ور شده اند، و آنها اینجا هستند تا ببینند ربات ها بر این موضوع غلبه می کنند. به یکدیگر تبدیل می‌شوند و به ماشین‌ها و هواپیماها و این‌ها تبدیل می‌شوند - و پس از یک ناوگان پر از متراکم، فیلم در نهایت به آنجا می‌رسد و نبردی در مقیاس بزرگ را با روح چیزی خارج از «جنگ ستارگان» یا «نگهبانان» به نمایش می‌گذارد. فیلم کهکشان.

اما هنوز هم دیدن این مواد با حساسیت و گرمی تقریبی جذاب است. Orion Pax و D-16 در ماموریت خود با روبات های دیگری از جمله دو ربات دفع زباله همراه می شوند. یکی B-127 (کیگان مایکل کی)، یک شخصیت کمدی ناامن دوست‌داشتنی است که در مورد تغییر نام خود به «باداساترون» خیال‌پردازی می‌کند، و دیگری Elita-1 (اسکارلت جوهانسون) است که عمدتاً با توانایی فوق‌العاده غیرقابل انکارش تعریف می‌شود. (جوهانسون و کی قبلاً به این روش تایپ شده اند و احتمالاً دوباره خواهند شد). مجموعه‌های بزرگ همگی با حس ریتم و شوخ طبعی شکل گرفته و اجرا شده‌اند که مانع از تکراری شدن فیلم یا تبدیل شدن به سرویس هواداران معمولی می‌شود. افراد شرور نیز وجود دارند، اما آنها اهمیت خاصی ندارند. این یک فیلم رابطه است

دلیل اصلی برای دیدن و قدردانی از فیلم - فراتر از توانایی آن در رد کردن این سوزن بین دادن چیزی جدید به طرفداران و دادن چیزی که آنها همیشه می خواهند - روشی است که این فیلم رابطه بین Orion Pax و D-16 را توسعه می دهد. در حین باز شدن داستان، احساس وزن غم انگیزی می کنید. اشارات عهد عتیق (مخصوصاً به داستان قابیل و هابیل) به قدری واقعی انجام می شود که به نظر نمی رسد کولی و همکارانش وزنی را به بار می آورند که تحمل آن به اندازه کافی قوی نیست. اما وزن دارد، زیرا می داند که چه اتفاقی باید بیفتد و از چیزهای اجتناب ناپذیر دوری نمی کند. اجرای آوازی هنری همه‌چیز پیش می‌رود، گویی او نقش شخصیتی اسطوره‌ای از متنی باستانی را بازی می‌کند که می‌خواهد خوب باشد، اما آنقدر قوی نیست که در برابر موجو بدی که در سرش می‌چرخد، مقاومت کند. فیلمنامه به طور خاص کار متفکرانه ای را انجام می دهد و نشان می دهد که D-16 به طور فزاینده ای قوانین اخلاقی خود را به خطر می اندازد تا جایی که او مایل است به همان مستبدی تبدیل شود که او و رفیق سابقش از آن متنفر بودند. با رئیس جدید، مانند رئیس قدیمی، و هنوز متال آشنا شوید.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

به لطف افزایش غیرمنتظره محبوبیت اواخر دوره در رسانه های اجتماعی، آخرین فیلم هیجان انگیز کارگردان M. Night Shyamalan، Trap، انرژی لازم برای عبور از آخرین نقطه عطف در باکس آفیس جهانی را پیدا کرد. این فیلم در ماه اوت در سینماها اکران شد، اما با استقبال متوسط ​​منتقدان و تجاری مواجه شد. این فیلم همچنان یکی از کم نمایش ترین فیلم های شیامالان است، اما توانست با پشت سر گذاشتن مرز 80 میلیون دلار در باکس آفیس جهانی، چهره خود را در آخر هفته حفظ کند.

با 42 میلیون دلار در داخل و 38 میلیون دلار دیگر از بازارهای خارج از کشور، مجموع فروش جهانی فیلم اکنون دقیقاً 80 میلیون دلار است. Trap با بودجه گزارش شده 30 میلیون دلار تولید شد و اولین فیلم شیامالان با برادران وارنر پس از همکاری طولانی و موفق با یونیورسال است. این فیلمساز پروژه‌هایش را که بعد از یک دهه پیشروی حرفه‌ای‌اش شروع کرد، با ناامیدی‌های متوالی منتقدان مانند The Last Airbender و After Earth، به صورت شخصی تامین مالی می‌کند.
او با فیلم کم‌هزینه فیلم «بازدید» (The Visit) که بودجه کمی داشت، بازگشت، که در نهایت نزدیک به 100 میلیون دلار در سراسر جهان فروخت. شیامالان آن را با Split دنبال کرد که دنباله‌ای غافلگیرکننده برای فیلم موفق او Unbreakable بود که بیش از 270 میلیون دلار در سطح جهان فروخت. هر دو فیلم توسط یونیورسال اکران شدند، همان طور که Glass - پایانی برای سه گانه Unbreakable - و Knock at the Cabin در سال 2023، که با کمی بیش از 50 میلیون دلار در سراسر جهان به شدت ضعیف عمل کرد. حتی Old - هیجانی که شیامالان در اوج همه‌گیری فیلمبرداری کرد - در سطح جهانی حدود 90 میلیون دلار فروش داشت.

سومین عمل از حرفه شیامالان نیاز به یک چرخش دارد
تله با بازی جاش هارتنت در نقش یک قاتل زنجیره ای که متوجه می شود قانون او را در کنسرت پاپ به دام انداخته است، دومین فیلم کم اجرای شیامالان از زمان پخش فیلم حس ششم در اواخر دهه 1990 است. The Sixth Sensere با بیش از 670 میلیون دلار در سراسر جهان، پرفروش‌ترین فیلم اوست و پس از آن Signs با بیش از 400 میلیون دلار فروش قرار دارد.

با بررسی‌های متفاوت مواجه شد و در حال حاضر در وب‌سایت جمع‌آوری Rotten Tomatoes در رتبه‌بندی «فاسد» ۵۷ درصدی قرار دارد. امتیاز تماشاگران فیلم کمی مثبت تر از 65 درصد است. همچنین با بازی هیلی میلز، آلیسون پیل، سالیکا نایت شیامالان و آریل دونوگهو، تراپ برای تماشای سینما و خانه در دسترس است.

  • رضا احدی
  • ۰
  • ۰

وقتی در «ارباب حلقه‌ها» با آرون اوندومیل (الف برای Evenstar) آشنا می‌شویم، او دختر زیبا و با عمر الروند پردیل (الویش برای نیمه الف) است. آرون نیز یک پردیل است، به این معنی که او هم خون الوی و هم خون انسان دارد (و یک قطره خون فرشته در آنجا ریخته شده است، فقط برای اندازه گیری خوب). این به او یک مسیر زندگی می دهد که برای افراد بسیار کمی در سرزمین میانه محفوظ است، یکی با انتخاب زندگی ابدی در سرزمین میانه یا توانایی عبور از طریق مرگ به هر چیزی که بعد از آن اتفاق می افتد.
همانطور که هر طرفدار "ارباب حلقه ها" (کتاب یا فیلم) به شما خواهد گفت، آرون از انتخاب خود برای ازدواج با آراگورن استفاده می کند (بله، آنها از دور با هم فامیل هستند اما مهم نیست) و ملکه فانی گوندور می شود. با این حال، چیزی که طرفداران فیلم ها و حتی کتاب خوانانی که ضمائم «بازگشت پادشاه» را رد نکرده اند ممکن است متوجه نشوند این است که آرون در واقع پس از «ارباب حلقه ها» به پایانی غم انگیز و غم انگیز می رسد. "به پایان می رسد. چطور؟ به طور خلاصه، او از غم و اندوه می میرد.

اما این فقط نوک کوه یخ برای یک زندگی مهم و طولانی است. بیایید کمی به عقب برگردیم و ببینیم که آرون چگونه به پایان تلخ خود می رسد.

زندگی آرون (به طور خلاصه)
آرون ممکن است در نهایت یک زندگی فانی را انتخاب کند، اما در ابتدا، او هزاران سال را در کنار پدر نیمه الف جاودانه اش زندگی می کند. مانند هر موجودی با این طبیعت، این بدان معناست که او چیزهای زیادی را می بیند، همه اینها در دوران سوم اتفاق می افتد - برای کسانی از شما تعجب می کنید، بله، متأسفانه، این بدان معناست که ما نمی توانیم او را در ویدیوی پرایم "The" ببینیم. مجموعه حلقه های قدرت» که در دوران دوم اتفاق می افتد. (اگرچه، انصافاً، تیم نویسندگی آن نمایش بیش از یک بار با جدول زمانی تالکین به هم ریخته است، بنابراین هنوز ممکن است.)

ضمائم "بازگشت پادشاه" (که حاوی بیشتر اطلاعات فوق برنامه در مورد زندگی آرون است) می گوید که او 241 سال در عصر سوم متولد شده است. او بیش از 2700 سال در گمنامی نسبی در میان الف ها زندگی می کند تا اینکه یک روز با آراگورن 20 ساله ای برخورد می کند که شیفته زیبایی الف های باستانی او می شود. به طور خلاصه، آراگورن بزرگ می شود، به طور نسبی، و آرون در نهایت عاشق مرد خشنی می شود که او تبدیل شده است. با این حال، آنها منتظر می مانند تا پس از جنگ حلقه، در آن زمان آرون با آراگورن ازدواج می کند و آنها پادشاه و ملکه جدید پادشاهی های متحد شده گوندور و آرنور می شوند (مثلا کل سمت چپ میانه). -نقشه زمین).

در این مرحله، آرون تقریباً 2800 سال سن دارد، اما او جاودانگی خود را رها می کند تا با آراگورن باشد. خوشبختانه، اصل و نسب آراگورن به این معنی است که او نیز زندگی فوق‌العاده‌ای طولانی دارد (حداقل برای یک مرد ساده)، و او 120 سال دیگر به لگد زدن ادامه می‌دهد. آراگورن تا 210 سالگی جانش را می سپارد و این سیم پیچ فانی را از بین می برد - رویدادی که مستقیماً به مرگ آرون منجر می شود.

مرگ آراگورن (که منجر به مرگ آرون می شود)
وقتی می گوییم «آراگورن جانش را می سپارد»، به معنای واقعی کلمه است. مرد به خواست خودش می میرد. او در سنین پیری تصمیم می گیرد که جان خود را با کمال میل تسلیم کند و قبل از اینکه در اثر پیری ناتوان شود بمیرد. این کاری است که اجداد با عمر طولانی او نیز مجاز به انجام آن بودند.

با این حال، وقتی او به آرون می‌گوید زمان آن فرا رسیده است (در ضمیمه‌های «بازگشت پادشاه»)، «آرون به خوبی می‌دانست که چه قصدی دارد، و مدت‌ها پیش آن را پیش‌بینی می‌کرد؛ با این حال، او بیش از حد تحت فشار بود. غم و اندوه "پس، پروردگارا، آیا قبل از اینکه وقت شما باشد، مردم خود را که بر اساس قول شما زندگی می کنند، رها می کنید؟" آراگورن اشاره می کند که "قبل از" زمان او نیست. او در حال پیر شدن است و پسر آنها، الداریون، آماده است تا پادشاه شود.

وقتی آراگورن بالاخره به خواب نهایی خود می‌رود، به آرون می‌گوید: "من هیچ آرامشی با تو نمی‌گویم، زیرا هیچ آرامشی برای چنین دردی در محافل جهان وجود ندارد." او می‌گوید که می‌تواند از انتخاب فانی‌اش توبه کند و به دنبال گذر به سرزمین مرده الف‌ها در پناهگاه‌های خاکستری باشد، اما او می‌گوید که خیلی دیر شده است. انتخاب او دائمی است و او باید «عذاب انسانها» - یعنی مرگ - را رعایت کند. سپس او این جمله دردناک روشنگر را بیان می کند: "تاکنون داستان قوم تو و سقوط آنها را درک نکرده ام. به عنوان احمق های شریر آنها را تحقیر کردم، اما در نهایت برای آنها ترحم می کنم. زیرا اگر این واقعاً به قول الدارها باشد، هدیه ی یگانه به مردم، دریافت آن تلخ است.

مرگ آرون (به تفصیل)
زمانی که آراگورن اندکی بعد از این اتفاق می میرد، آرون شکسته می شود. اگر همه این‌ها آشنا به نظر می‌رسند، به این دلیل است که هر کسی که نسخه طولانی‌تر «دو برج» را تماشا کرده باشد، می‌داند صحنه‌ای وجود دارد که در آن الروند (هوگو ویوینگ) دخترش (لیو تایلر) را (به دلیل نداشتن کلمه بهتر) ترسانده است. ترک سرزمین میانه با گفتن داستانی از غم و اندوه خود هنگام مرگ آراگورن (ویگو مورتنسن). ما او را می بینیم که گریه می کند و در میان جنگل های غم انگیز سرگردان است. در آن صورت، او بلوف پدرش را صدا می‌زند، اما آن صحنه به وضوح از پایان اصلی او گرفته شده است - و بدتر می‌شود.

پس از رفتن آراگورن، آرون از خانه مردگان خارج می‌شود و متن می‌گوید: «نور چشمانش خاموش شد و به نظر مردمش می‌رسید که مانند شب زمستانی که بدون ستاره می‌آید سرد و خاکستری شده است. " او با پسر و دختران محبوبش خداحافظی می کند و سپس به لوتلورین می رود. با این حال، در این مرحله، هیچ درمانی وجود ندارد. الف ها، سلبورن و گالادریل (با حلقه قدرت حافظ طبیعت خود) مدت هاست که از بین رفته اند و زمین خالی و ساکت است.

بخشی از خط آخر J.R.R. تالکین به ما می‌خواند: «سرانجام وقتی که برگ‌های مالور می‌ریزند، اما هنوز بهار نرسیده بود، خودش را بر سرین امروت گذاشت و آنجا قبر سبز اوست، تا زمانی که دنیا تغییر کند، و همه روزها. زندگی او توسط مردانی که بعداً می آیند کاملاً فراموش می شوند و النور و نیفردیل دیگر در شرق دریا شکوفا نمی شوند. دلت را پاره کن، درست است؟ این پایان غم انگیزی است که هرگز در روزهای شاد پس از نابودی یک حلقه نمی‌بینید.

  • رضا احدی