فصل 2 سریال The Bad Batch سوالات زیادی را برای مخاطبان به همراه داشت و خوشبختانه نیمه اول فصل 3 به اکثر آنها پاسخ خواهد داد. اولین نمایش اندکی پس از پایان فصل 2 آغاز می شود و امگا (میشل آنگ) در حال تطبیق با زندگی در چنگال امپراتوری، زیر نگاه مراقب دکتر امری کار (کیشا کسل-هیوز) و دکتر هملوک (جیمی سیمپسون) است. ). در حالی که کراسهیر (دی بردلی بیکر) با امگا در مرکز شبیهسازی است، هر دو از رفاقتی که هر دو با آن آشنا هستند جدا نگه داشته میشوند. از ابتدای فصل، لحن به طور قابل توجهی با ماجراجویی های خوشبینانه ای که امگا با هانتر، ویکر، فناوری و اکو در فصل های قبل شروع کرد، متفاوت است. مرگ نابهنگام Tech در فصل 2 مستقیماً مورد توجه قرار نگرفته است، اما غیبت او در هشت قسمت اول احساس می شود و بر حس از دست دادن که هر گوشه از انزوای امگا را پر می کند. در نهایت، Bad Batch واقعیت سنگین حکومت ظالمانه امپراتوری بر کهکشان را تصدیق می کند. این دیگر یک داستان روی سن برای امگا نیست، بلکه جنگی برای بقا در مواجهه با سختیهای شدید است. دو فصل اول The Bad Batch به دلیل تناقضهای لحنی بسیار آسیب دید. پس از هر اپیزود استثنایی، تعداد انگشت شماری از اپیزودهای میانه به سبک «هیولای هفته» وجود دارد که شتاب را از مسیر خارج می کند. در حالی که The Clone Wars میتوانست از خطوط اصلی و اصلی دور بزند، Bad Batch از فصلهای 22 قسمتی یا شخصیتهایی که به طور کامل در مواد فرعی ساخته شدهاند، بهره نمیبرد. اما به نظر می رسد با فصل 3، The Bad Batch بالاخره به بلوغ رسیده است و به تراژدی این دوران در کهکشان پایان داده است. اپیزودها فشرده تر هستند و بیشتر روی رسیدن به پایان بازی متمرکز شده اند. باید دید که این پایان بازی چیست، اما اگر هشت قسمت اول نشانه ای باشد، سریال بهترین ها را برای آخر حفظ کرده است. چگونه «گروه بد» فصل 3 به «ماندالوریان» متصل می شود؟ در نهایت، The Bad Batch برای نمایش کودکان طراحی شده است، دقیقاً به همان شکلی که The Clone Wars برای کودکانی که با سریال پیش درآمد بزرگ شدند جذابیت داشت. اما آن کودکان اکنون بزرگ شدهاند، و آنها هزارهها و ژنرال Xers هستند که در حال تماشای The Bad Batch هستند و کنجکاو هستند تا سرنوشت شخصیتهایی را ببینند که اولین بار در سال 2008 (اکو و رکس) و 2015 (کلون فورس 99) معرفی شدند. ممکن است این سریال به اندازه آندور تحسینبرانگیز نباشد، اما عناصری از فصل 3 وجود دارد که بهخوبی در کنار این سمت سختتر و تاریکتر کهکشان قرار میگیرند. تعداد انگشت شماری از قسمتهای اول از برخی ابزارهای ادبی تأثیرگذار برای کشف ماهیت دایرهای ماشینی استفاده میکنند که ما آن را امپریالیسم مینامیم و - تا حدی - سایههایی از فلسفههای مارکسیستی وجود دارد که در زیر غولهای بچه پسند جنگ ستارگان پنهان شدهاند. با مجموعهای متمرکز بر کلونها و بهویژه، کلونهای معیوب که از برادرانشان جدا هستند، The Bad Batch یک توانایی طبیعی برای انتخاب ایدههای یکنواختی دارد. این را تا حدودی با زندانی شدن امگا و تلاش امپراتوری برای سلب هویت او می بینیم. کلون ها ناب ترین نمونه از کالایی سازی بدن در جهان هستند، با توجه به اینکه آنها برای سربازان خوب و قابل کنترل طراحی شده اند، و این ایدئولوژی در سراسر قوس Crosshair مورد بررسی قرار می گیرد. از نظر طراحی، Bad Batch همیشه در مورد کلون ها بوده است، اما فصل 2 واقعاً نشان می دهد که چگونه این سریال ممکن است واقعاً در تلاش برای پر کردن شکاف بین فناوری شبیه سازی معرفی شده در The Phantom Menace و اینکه چگونه امپراتوری آن را خارج از صفحه نمایش برای بازگرداندن آن دستور داده است. پالپاتین در «ظهور اسکای واکر». تا حدی، داستان فرعی شبیه سازی که در این دوره جدید از جنگ ستارگان در هم تنیده شده است، هنوز به نظر می رسد که ساختگی است. اما حداقل به نظر میرسد که The Bad Batch در حال جبران افشاگریهای شبیهسازیشده نسبتاً بداخلاق در Mandalorian است که نشان میدهد چرا امپراتوری هرگز موفق نخواهد شد در بلندمدت دست برتر را به دست آورد.
با توجه به قضاوت در مورد هشت قسمت اول، سخت است که بگوییم The Bad Batch دقیقاً با داستان فرعی شبیه سازی به کجا می رود. تعداد انگشت شماری افشاگری وجود دارد که به نظر می رسد نشان می دهد که ما ممکن است شاهد ظهور تلاش های شبیه سازی موفق تر پالپاتین - یعنی پسر شبیه سازی شده اش داتان - باشیم، اما ممکن است زمان کافی برای تکمیل رضایت بخش طرح Batchers و وصله با هم وجود نداشته باشد. پالپاتین از همه. با توجه به جایی که The Bad Batch بیشتر نیمه اول فصل را در کجا سپری می کند و برخی از نمایش های آن را می گذراند، همچنین این احتمال وجود دارد که حتی گروگو را در نیمه پشتی ببینیم، هرچند که احتمالاً به اندازه Dathan بعید است، بدون محدودیت زمانی. در هر صورت، The Bad Batch دوباره بحثهای سالمی را در مورد M-counts به راه میاندازد، این دقیقاً همان چیزی است که همه برای انجام آن در آستانه بیست و پنجمین سالگرد The Phantom Menace در افق هستند.
آیا فصل سوم سریال The Bad Batch میتواند مشکل رستگاری جنگ ستارگان را برطرف کند؟
Bad Batch به دلیل رنگ آمیزی تصادفی خود و تداوم تروپ های نه چندان مطلوب در مورد کلون های "معیب" مورد بررسی مداوم قرار گرفته است. بیشتر اینها از این واقعیت ناشی می شود که همه کلون ها - از جمله Bad Batch - از ترکیب ژنتیکی Jango Fett (TemueraMorrison) ساخته شده اند، به این معنی که آنها باید شبیه بازیگر مائوری باشند که نقش را آغاز کرده است. دی بردلی بیکر، که مائوری نیست، صداپیشگی تمامی کلون ها را از زمان شروع جنگ های کلون انجام داده است. فصل 2 گام های بلندی برداشت تا از کلیشه هایی که در شخصیت هایی مانند Wrecker، Hunter، Crosshair و Tech ظاهر می شدند، فاصله گرفت و فصل 3 با ادامه دادن آنها به شخصیت های کاملاً درک شده، بر بسیاری از این حسن نیت استوار است. بهتر از آن، کلونهای جدیدی در فصل آخر معرفی شدهاند که توسط نوازندگان مائوری صداگذاری میشوند و حداقل این را روشن میکنند که انتقادات معتبر با صدای بلند و واضح شنیده شده است.
اگر سریال با برخی از قوسهای روایی که در هشت قسمت اول ایجاد میشوند ادامه پیدا کند، این پتانسیل را نیز دارد که ایمان زیادی را که طرفداران در چند سال گذشته در فرنچایز از دست دادهاند، بازسازی کند. در حالی که «جنگ ستارگان» انگشتان پای خود را به مفهوم عدالت ترمیمی در رمانهایی مانند «اسکادران الفبا» گذاشته است، لایو اکشن (و انیمیشن) تمایلی به کاوش در تمام سایههای رستگاری نداشته است. در Bad Batch، لزوماً یک رستگاری در حال اجرا نیست (زیرا یک شخصیت شستوشوی مغزی نیازی به بازخرید شدن به همان معنای یک شرور واقعی ندارد) بلکه تصاویر موضوعی رستگاری، تولد دوباره و پذیرش در همه اشکال است. وجود دارد. این بر پایه بسیاری از پایههایی است که فصل 2 گذاشته است، که امید به پایان یافتن آن را به ارمغان میآورد. همراه با برخی از شخصیتهای دیگر که با مشکلات ایدئولوژیک مشابه و افشاگریهای شخصی مواجه میشوند، فصل 3 Bad Batch خوراکی واقعاً خوشمزه برای طرفداران کلونهای The Clone Wars فراهم میکند.
- ۰۲/۱۲/۰۲