از بین تمام نمادهای فرهنگی پاپ که در 20 سال گذشته متولد شدهاند، شوکهکننده است که مینیونهای ایلومینیشن چقدر ماندگار شدهاند. آنها فقط توینکیهایی با دستها، پاها و کرههای چشمی بزرگ هستند، اما به نوعی تطبیقپذیری و جذابیت آنها به اندازه طعمههای تجاری فراتر از جایگاهشان است. حضور آنها در «من نفرتانگیز 4»، ششمین فیلم این مجموعه، اگر دو پیشدرآمد «مینیونها» را هم در نظر بگیرید، ثابت میکند که عنصر نه چندان محرمانهای است که به دنبالهای است که در غیر این صورت قابل استفاده است.
مسافت پیموده شده شما ممکن است متفاوت باشد وقتی صحبت از کمان در حال انجام Felonious Gru (استیو کارل) می شود، یک ابرشرور اصلاح شده که با این فیلم، خانواده ای را تشکیل می دهد و از گذشته شیطانی خود برای گرفتن افراد بد دیگر برای لیگ ضد شرور استفاده می کند. . این طیف علاقه تا حد زیادی به این بستگی دارد که چقدر لهجه کارل در اروپای شرقی را برای شما جذاب میدانید و اینکه آیا فکر میکنید داستان او واقعاً نیاز دارد که این تعداد فیلم به آن اختصاص داده شود، صرف نظر از اینکه سریال چقدر سودآور باقی مانده است. اما زمانی که اکسپلویتهای Gru تنها سیستم تحویل منطقی برای شیطنتهای دوستداشتنیتر مینیون به نظر میرسد، او به عنوان یک شر ضروری کفایت میکند. "من نفرت انگیز 4" به عنوان یک روش سرگرم کننده برای 95 دقیقه با خانواده، موفقیتی غیرقابل انکار است، حتی اگر کسی که به چیزی بیش از پاک کردن این نوار پایین امیدوار باشد، ممکن است بی نیاز شود.
آیا بزرگ کردن بچه سخت تر از دزدی ماه است؟
وقتی به گرو و قبیله اش می رسیم، یک نفر بزرگ می شوند، زیرا بچه گرو جونیور بین فیلم ها به دنیا آمده است. او و همسرش، لوسی (کریستن ویگ)، هنوز برای AVL کار می کنند، و ماموریت گرو در صحنه آغازین، دستگیری ماکسیم لو مال (ویل فرل)، رقیب خودنمایی از دوران جوانی اش است. این دو به معنای دیدار مجددشان در دبیرستان است، زیرا هر دو در مؤسسه فوق شرور Lycée Pas Bon شرکت کردند. ماکسیم دوست داشتنی است و به گونهای به موفقیت رسیده است که گرو هرگز چنین نبوده است، اما با خنثی کردن آخرین نقشه ماکسیم که شامل تبدیل مردم به سوسک میشود، گرو دشمنی دههها آنها را به ارتفاعات جدید خطرناکی افزایش میدهد. هنگامی که ماکسیم برای انتقام خود از زندان با حداکثر امنیت خارج می شود، AVL خانواده را مجبور به نوعی محافظت از شاهدان می کند و آنها را به هویت های جدید در یک شهر milquetoast تبدیل می کند.
در حالی که سه مینیون به خانواده میپیوندند، بقیه توسط AVL به خدمت سربازی میروند و آنها را به پلات B خود که تا اوج فیلم از اکشن اصلی دور میماند، دور میکنند. ایمن ماندن و گرفتن ماکسیم نسبت به هدف اصلی گرو در فیلم ثانویه به نظر می رسد: دوست داشتن خود برای گرو جونیور، که ظاهراً همه مردم دنیا را به جز پدرش دوست دارد. یک داستان فرعی فرعی در مورد پاپی پرسکات (جوی کینگ) وجود دارد، همسایهای نوجوان با آرزوهای شرور که از گرو باج میگیرد تا با او دزدی کند، اما در کل، روایت کاملاً از هم گسیخته به نظر میرسد.
مایک وایت، مجری برنامه «نیلوفر سفید» به هک کردن این داستان و نگارش فیلمنامه کمک کرد، اما این کار چندان شبیه کار مردی نیست که به ما کمک کرد تا کلاسیک خانوادگی دوستانه «مدرسه راک» را ارائه کنیم. فیلم بهطور کلی شبیه اپیزودی از یک سری اسپینآف «من نفرتانگیز» به نظر میرسد که بهجای تجربهی رضایتبخش فیلمهای خودش، طولکشیده است. این نیست که شخصیتها دوستداشتنی نیستند یا موانع آنها باورپذیر نیستند، بلکه این نیست که هیچکدام از قوسهای متفاوت فیلم آنطور که باید به هم متصل نمیشوند.
ایلومینیشن هرگز واقعاً در سطح داستان سرایی پیکسار نبوده است، اما این فیلم بهویژه در موردی که در حال انجام است که فیلمهایی میسازند که پول در میآورند، اما داستانهایشان فاقد تأثیر عاطفی و فرهنگی ماندگار رقبای دیزنی است، بسیار بد است. فراتر از قدرت میمتیک خود مینیون ها، چه چیز دیگری برای این سریال وجود دارد؟
مینیون ها نمایش را می دزدند
وقتی مینیونها اینقدر بامزه و خندهدار هستند و دیدنشان اینقدر لذتبخش است، چرا روی آن رنگهای استوانهای و زرد روشن استراحت نکنیم؟ ببینید، اینطور نیست که همه چیزهایی که در فیلم مربوط به مینیون نیست، زباله است. ویل فرل از ماکسیم یک وعده غذایی واقعی درست می کند و آنچه را که باید یک کلیشه فرانسوی باشد را به چیزی واقعاً جالب تبدیل می کند. برخی از گشت و گذارهای فرعی فیلم با لوسی و بچه هایی که با زندگی جدید و جعلی خود وفق می دهند بسیار جذاب است. یکی از نبردهای یک فروشگاه مواد غذایی بین لوسی و زنی که در کار روزانه خود به عنوان یک آرایشگر به او ظلم کرده بود، تعقیب و گریز پا T-1000 را از "T2: Judgment Day" تقلید می کند.
با این حال، اگر پشت میز با یک مداد و یک پد، اسلحه به سرتان نشسته بودید، و مجبور بودید بهترین لحظات فیلم را رتبه بندی کنید، هر یک از آنها شامل خود مینیون ها می شود. سه مینیونی که با خانواده می مانند یک گیجی دائمی دارند که در آن پوشک گرو جونیور را مانند خدمه گودال نسکار عوض می کنند. آنها همچنین تعدادی کمدی فیزیکی سرگرمکننده به سبک Three Stooges را با هزینه یکدیگر اجرا میکنند. اما این فیلم همچنین راه جالبی برای پاسخ به این سوال پیدا میکند که چرا یک فرنچایزی که اینقدر حول محور ابرشرورها ساخته شده است، هیچ ابرقهرمانی ندارد.
پنج تا از مینیونهایی که AVL استخدام میکند روی آنها آزمایش شده و به آنها قدرتهای فوقالعاده داده میشود، نقطهای که صرفاً برای پرکردن فیلم با هرچه بیشتر مینیونهایی که ممکن است وجود دارد. شاید در بهترین لحظه در کل تصویر، مینیونهایی که قدرتهای Cyclops، The Hulk، Mr. دور، فریاد می زنند که چقدر از ابرقهرمانان بیمار هستند.
تفسیر خستگی گاه به گاه MCU به کنار، ثابت می کند که این فیلم ها زمانی که ما فقط تماشای این موجودات کوچک عجیب و غریب را تماشا می کنیم سرگرم کننده ترین هستند. «من نفرتانگیز 4» داستان گرو را یک فیلم بیشتر زنده نگه میدارد، اما به نظر میرسد که شاید این باید فینال امروزی ماجراجوییهای او باشد، و هر اکران بعدی Minion باید فقط از اصل و نسب پیش درآمد پیروی کند، جایی که خود مینیونها ستارههای نمایش هستند. .
- ۰۳/۰۴/۱۳